- تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 13:08
بيگانگي نگر كه من ويار چون دو چشم همسايه ايم و خانه ی هم را نديده ايم + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 12:55 توسط No name  |  Adblock test (Why?)
شعر و شاعری - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشم نمی آیی؟تو که قطره بارانی بر پیراهنم دکمه طلایی بر آستینم کتاب کوچکی در دستانم و زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم xa0 xa0" نزار_قبانی " xa0
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم xa0 - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
xa0 تو را به خاطر عطر نان گرم براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم براي اشک
ختم - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
چند روز پیش تو ایستگاه تاکسی پیری با یک جعبه شیرینی در مقابلم ایستاد و اصرار کرد که از شیرینی های جعبه بردارم . تشکر کردم و خواستم خودم رو سریع بندازم رو صندلی جلوی تاکسی تا هر چه سریع تر خودم رو به مقصد برسونم xa0. اما پیر مرد ول کن نبود . گفت بردار برا خودم ختم گرفتم . پ.ن. این روزها با این اوضاع ...
شما چطور ؟ - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
ترجیح میدم بزرگواری باشم گول خور تا کوچک واری گول زن . گرچه خیلی ها دومی رو پیشه ی زندگی شون کردن و موفقیت های به ظاهر بزرگی رو در دنیای کوچکشون به دست آوردن ، اما من باز هم اولی رو ترجیح میدم .xa0
کعبه - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
xa0 xa0 xa0ز جوشِ اهلِ ریا بابِ کعبه مسدود استxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0^طالب_آملی^
"نمیرم و نمیرند کسانی که ره خلق بگیرند." - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
مادر ای مادر خوب دست پردرد تو را میبوسم ....... این جمله و چند جمله ی دیگه از نامه ی" احمد خرم آبادی "به مادرش همیشه تو خاطر من ثبت شده مثل ابیاتی از حیدر بابای شهریار و چند بیت از مولانا و شاملو ، بخ
از خاطرات پیشین - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
یکی از بخشهایی که در فیس بوک برای من جذابه ، آدمهایی هسن که به آدم ساجست میشن . منم همیشه دوست دارم برم تو پیجشون و کمکی بگردم و ببینم چه جور آدمهایی هستن ،چه جور علاقمندی هایی دارند خلاصه xa0از رو کامن
نوشابه ی مرگ - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
مامان همیشه موقع دعا و نیایش میگفت xa0خدایا یه شب بخوابم و بیدار نشم و همین هم شد. اونوقتا xa0به خودم می گفتم این که خیلی بده! آدم باید وقت پیدا کنه و با عزیزانش وداع کنه . اما چند وقت پیش که به عیادت xa0یکی از دوستان xa0رفته بودم ، دیدم مامان خوب دعایی در حق خودش کرده بود .گویا نوشابه ی مرگ رو باید...
.................................... - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 4:18
وقتی چهره ی کسی از صفحه ی ذهنتان پاک شده باشدxa0 یقیناxa0 مهرش نیزxa0 از دل زدوده شده است .xa0
روز میلاد منه - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
یکی از کارهایی که هر سال روز تولدم انجام میدم اینه که اولین کسی باشم که به خودم تبریک و تهنیت و شادباش میگه، و حتما xa0تو روز تولدم xa0برای خودم هدیه و xa0سورپرایزی تدارک میبینم ! اما امسال یه کم با سالهای دیگه فرق داشت . xa0همسرم که ازم سبقت گرفت و xa0یه روز جلوتر بهم xa0تبریک گفت .شب تولدم هم xa0ب...
مست باده ی مرگ در سالن تشریح - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
گویا انرژی بیش از حد من همیشه موجب دردسر اطرافیانمه ! چرا که همیشه دخترم بهم میگه مامان تو کی انرژیت کم میشه تا مثل مادرای دیگه آروم یه جا بشینی ؟ میگم بلاخره xa0روزی میاد که خاموش بشیم و تا ابد ، که معلوم نیست چندین سال و ماه طول بکشه xa0در خاک خفته باشیم . پس بیا xa0تا زنده ایم xa0به شورو شادی و ن...
صدق و وفا کیلویی چند ؟ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
جایی خواندم : xa0" انسانهاxa0به میزان هویتشان عاشق میشوند! هرچه هویتشان عمیق تر درعشقشان وفادارتر! و به میزان حقارتشان دروغ می گویند ! هر چه حقیرتر دروغگوتر ! " +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa021:8&nbsp توسطxa0No namexa0 |xa0
کودک درون - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
از پریشب که پسرم برام یه خرید اینترنتی کرده دل تو دلم نیست که بسته برسه به دستم . روزی چند بار ازش میپرسم چک کن ببین سفارش ارسال شده یا نه ؟چک کن ببین الان بسته دقیقا کجاست ؟پسرم حالا چک کن ببین دقیقا کی میرسه ؟پسرم ساعت دقیق رسیدن بسته کی میشه ؟صبح یا بعد از ظهر ؟اگه بعد از ظهر باشه من سرکارم چطوری...
دل به دریا زدن - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
[unable to retrieve full-text content]برای کسی دل به دریا بزنید که همسفر بخواهد نه قایق!         " گوته "
جادوی کلام - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
xa0 روزی که تو راه مدرسه برای اولین بار نگاهم xa0در دریای طلایی چشمانت xa0که در آفتاب صبح پاییزی به جوش و خروش آمده بودند ، گم شد، تنها هفده بهاراز زندگیم می گذشت . از اون روز xa0تا به حال بهارو پاییزهای زیادی رو از سر گذروندیم و تلخ و شیرینهای زیادی رو با هم تجربه کردیم ، اما هنوز هم هیچ تصویری زیب...
سنگین تر از آن است ....... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
آنچه را که نمی توانی حفظ کنی بُکشآنچه را که نمی توانی بخوری بالا بیاورآنچه را که نمی توانی بالا بیاوری دفن کنآنچه را که نمی توانی دفن کنی رها کنآنچه را که نمی توانی رها کنی باید با خودت حمل کنیو آن چیز همیشه سنگین تر از آن است که فکرش را می کردی. مارگارت_اتوود +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و هفتم ...
جادوی کلام - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:03
xa0 روزی که تو راه مدرسه برای اولین بار نگاهم xa0در دریای طلایی چشمانت xa0که در آفتاب صبح پاییزی به جوش و خروش آمده بودند ، گم شد، تنها هفده بهاراز زندگیم می گذشت . از اون روز xa0تا به حال بهارو پاییزهای زیادی رو از سر گذروندیم و تلخ و شیرینهای زیادی رو با هم تجربه کردیم ، اما هنوز هم هیچ تصویری زیب...
شکوائیه - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 17:18
یکی دو هفته xa0پیش از ساعت دو صبح تا پنج بیدار موندم و یه مطلب خفن نوشتم . کلی از نویسندگیم کیفور شده بودم و تو خواب و خیالم خودم رو در حال امضای اولین کتابم میدیدم که یه دفعه با ضربه ی کلیک و ثبت مطلب کل هنر نمایی من در امر نویسندگی به باد رفت و پرید و به هوا رفت . تلاش برای نوشتن دوباره اصلا کارگر...
دل به دریا زدن - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 17:18
[unable to retrieve full-text content]برای کسی دل به دریا بزنید که همسفر بخواهد نه قایق! xa0 xa0 xa0 xa0 " گوته "